تا جایی که یادمه ۲۷ بود این کارتو گرفت حامد......خب امروز ۲۷ بهمنه.....چرا تموم نمیشه پس؟......... فک کردم جدید گرفته.....ولی همونه.....به هرحال....به من چه......اوووووی مرصاد اینجا میایی یا هنوز پشیمونی؟.....اگه نمیایی بگو برات اینجا ننویسم......چی گفتم.....نه اگه میایی بگو بهم.......اصلا به من چه.....من اینجا مینویسم برات گاهی اوقات.....خواستی بیا و بخون......ای خدااااا.....هنوز دلم برات تنگ شده......اینو قرار نبود برا تو بنویسم ولی انگار داره میشه برا تو.......میدونی چند روزه یه جوریم...... شک دارم به اینکه دوستت دارم یا نه......یعنی نمیدونم.....ولی اگه دوستت نداشته باشم دلمم برات تنگ نمیشه.....در صورتی که از دیروز تا الان پیوسته دل تنگم!!!.....بعد اگرم دوستت داشته باشم که دارم دیگه.......نمیدونم....فعلن حس ندارم.....یعنی هیچ احساسی نسبت به هیچکس ندارم............ باز خوبه دلم برا تو تنگ میشه......ای خدااااا.....چی بگم.......بسه این برای تو نوشتن گناه داری......پست قبلی هم برای تو بود......راستی چرا حوصله ی کسی و نداری؟......منم حوصله ی کسی و ندارم ولی دلم برا تو تنگ شده.......چقدرم میگم......خب دلم برات تنگ شده.....ایرادی داره؟.......خطر گاز گرفتگی هم خوبه........اگه همیشه این خطر و داشته باشی میام پیشت!!!.......... نه........گاز چیه......خطر بغل کردن نداری؟......یه خطر خوب داشته باش.....نه نه....همین گاز بهتره.........میری تو خیابون دخترای مردم و بغل میکنی بعد دردسر میشه......اره همینجوری گاز بگیر.......هر جایی و گاز نگیری هااااا......مثلا دستشون گاز بگیر.......از گردن نرو بالا......مثل این هلن وحشی.......بخدا خیلی وحشیه......هر جایی بیاد دم دستش گاز میگیره......البته اون گردن به بالاس.........تو گردن به پایینو گاز بگیر......نه......فقط دست......گردن به پایینم جای بد داره.......... اه.......ببین چقد اذیت میکنی.......اصلا تو چرا میخوای مردم و گاز بگیری؟.......مگه خلی؟........من البته خلترم.......چیزه الان کجایی؟.......مدرسه رفتی؟......الهی بمیرم چقدر بده....ولی نه اینجوری که من فهمیدم خیلی هم بد نمیگذره......اگه خوش نگذره البته......ولی خدایی خیلی پررو هستین.............. پشت سر معلم ادم این چیزارو بگه عادیه......ولی جلوش نه......مخصوصا اون گوش کن و صابون بزن و اینا......حالا چیزای دیگه عادیتره........ولی بگین همه چی......خوبه.....دوسال دیگه تموم میشه.......... دوسال؟...اره انگاری......وای من برم دیگه بسه......البته راستش و بخوای اگه ولم کنن تا شب میتونم برات بنویسم........دیشب که داشتم مینوشتم برات اصلا انقدر حس نوشتن نداشتم.......ولی الان دارم........خیلی هم دارم......مرصاد.....نه محمد.......میخوام وبلاگتو اپ کنم......باشه؟.........الان نه هاااااا....بعدن.......ببین دیشب داشتم با خرست بازی میکردم!!!......بعد به این نتیجه رسیدم که الان که به تو میگم محمد به اون باید بگم مرصاد!!!!!!!......ادم خلتر از من دیدی؟.......دیگه چی بگم؟............. باید برم........فقط اگه نمیایی اینجا بگو.....چون این چند روز یه چیزایی و برا تو نوشتم.....نمیدونم حالاااااا........میپرسم ازت.......اگرم نمیایی یبار دیگه ادرسشو میدم که مجبور بشی بیایی......... حوصله ندارم ایمیل بزنم برات اخه......دیگه...........برم.......دوستت دارم.......همین الان به نتیجه رسیدم........یعنی همین الان بعد از چند روز حس کردم دوستت دارم........خیلی هم زیاد!!!....
+
نوشته شده در پنجشنبه 27 بهمن1384ساعت 9:50 توسط .....
|