تبليغاتX
... -
اه اه.....پسره ی لوسه مسخره....غلط میکنی حرف نمیزنی......بخدا اگه ازین به بعد هر چی میخوای بگی و بهم نگی دهنتو چیز میکنم......دیگه خودت بگیر چی.......منم که دیروز بود کی بود بهت گفتم ازین به بعد بگو.....یعنی اینجا کامنت بذار......هر غلطی میخوای بکنی بکن.......فهمیدی عزیزم؟...... افرین.....تا شنبه وقت داری که حرفتو بزنی.....البته گفتم شنبه چون احتمالا فردا نیام......میخوام برم بازار.......همینطوری از سر بیکاری.......تو هم رفتی خونه ی داییت.........خوش بگذره عزیزدلم......... دیگه چی بگم؟......مرصاد نه محمد میترسم این وبلاگ کم کم بشه برا تو........یعنی فقط توش برای تو بنویسم......خوبه البته.....ولی خب خوب نیست خیلی....حالااااا....دیگه چی میخواستم بگم؟.......... ببین من دارم غصه میخورم همش......انقدر ناراحت شدم که بهت گفتم در مورد اینجا هیچی نگو........ غلط کردم بخدا.....بگو....هر چی میخوای بگی......خب؟......باید قول بدی هااااا......افرین.......دیگه هیچی.....برم من......کاری ندارم اینجا.....چیزه.....چی میخواستم بگم.....راستی تو چرا انقدر بی حوصله شدی؟.....چته؟........خسته شدی از هر روز نت اومدن و این کارا؟.....مرصاد یه چند روزی نیا...... بخدا خیلی خوبه برات.......البته اگه از اومدن خسته شدی......ولی تو اونروزی گفتی خسته شدی از نت اومدن.....چند روز نیایی خوبه برات......نمیدونم حالا.....هر جور راحتی......ولی اگرم نخواستی بیایی چیز کن......اهان......بگو چی میخواستی بگی.....خب؟......افرین.......من برم دیگه.......دوستت دارم........
+ نوشته شده در  پنجشنبه 27 بهمن1384ساعت 17:7  توسط .....  |