تبليغاتX
... -
دیشب خیلی فک کردم به اینکه چی شد اینجوری شد....میدونم.......یا نمیدونم شاید.....به هر حال حالا که شد.......هر چند خیلی دوسش دارم ولی ظرفیت ندارم..........ندارم ندارم ندارم ندارم..................... از اون چیزایی هم نیست که سعی کنم داشته باشم.........گفت نیا.....حداقل یه هفته.....اخرشم جوابمو نداد.....نمیدونم......گفتم چشم......ولی میدونم نمیتونم نیام.........خاک بر سر خرم......خودش کلی اعصابش خرده.....منم هی بدتر میکنم......این هفته باید عمل کنه......عجب ادم خریه........گفت چند روز نمیاد......باید بیاد.....نمیدونم..........
+ نوشته شده در  شنبه 6 اسفند1384ساعت 9:35  توسط .....  |