رفتم.....ولی انگار باز اومدم..... بازم حالم گرفته س!.....من چمه؟.....هلن دیروز گفت شدی مثل ادمای شکست خورده البته تو همه چی......نفهمیدم این که گفت یعنی چی.....ولی میدونم مثل ادم طبیعی نیستم.....میدونم.....چه جالب.....قبلن هیچی نمیدونستم.....الان اینو میدونم.....انگاری خوبم میدونم.....من چرا انقدر گیر میدم خدا.....هنوز دلم گریه میخواد....کاش میشد همه چیزو نوشت......... ای خدا.....سروش آنلاینه.....میترسم پی ام بده.......خیلی میترسم......ساعت شد ۸ و نیم.............. دلم نمیخواد برم.......مامان گیر میده.....هی میگه مثلا مهمون داریم......نمیدونم کلی مزخرف میگه..... کلی حرف مفت میزنه......دلم درد میکنه.....گشنمه......دیروز چیزی نخوردم.....امروز هم نخوردم........ بی اشتها بودم خیلی......ولی الان گشنمه.....نمیتونم چیزی بخورم.....تا وقتی بغض کردم نمیتونم..... چند روزه بغض کردم؟.....چند روزه میخوام گریه کنم و نکردم......نمیدونم.....ولی دلم گریه میخواد.......... خیلی......میدونم باید یه چیزی بشه که گریه کنم......یعنی یکی از اون دومورد........خداکنه زود تموم بشه همه چی......حالم بده.....دلم گرفته.....اخ.....کاش ایران بودم.....اتی امروز میاد از ایران............. شایدم اومده تا الان......نمیدونم.....هیچی نمیدونم......خدا.......مرصاد راست میگه.......چطوری تو وقتی منو دوست داری انقدر عذابم میدی؟......این چه دوست داشتنیه.....بدرد عمه ات میخوره......برو گمشو با این عشق به ادما......اه......باز زد به سرم.....میخوام وبلاگمو ببندم......میترسم.....میدونم این شرایط طبیعی نیست......میدونم......چرا دلم میخواد به مرصاد حالی کنم تحمل این شرایط و ندارم.............. اگه دیگه روزی صد بار همه جا بگی غیراز خدا یکی دوسم داره ... کاش میفهمیدی چمه......میدونم خوب میدونی چمه.....خوب میدونی......اگه نمیدونستی اینطوری نمیشد الان.....همه چی غیر عادی نبود........الان هست.....میدونم.....مرصاد شک ندارم.....شکاک نیستم....تا مطمئن نباشم حرف نمیزنم......اه.....چرا اینکارا رو میکنم.....خستم.....میخوام بمیرم.............خدایا بسه.......طاقت ندارم.......